نوشیدن مدام
نه کوه قاف
نه تا آسمان
نه تا ناهید
مرا به کوچه محبوب خوب من ببرید
به کوچه باغ پر از وهم
- خلوت شاعر -
به طوف قامت آن سرو
که سرو باغ ارم را ز خود خجل می کرد
به روز واقعه
- تابوت من طواف دهید
و اسب اشهب شب
در سپیده دم می راند
و کوچه باغ که تنها انیس مستی بود
که عاشقانه ترین شعر تازه را می خواند :
" مرو ز پیشم و هرگز مکن فراموشم
من آن شراب زده عاشقم ،
تو آن معشوق
که از صراحی چشمت مدام می نوشم "
بیا به پیش من ای دوست
- زمانه دشمن خوست
بیا
بیا
که ترا من
- به وسعت دریا
به وسعت دنیا
به وسعت همه کاینات
دارم ... دوست ...
" حمید مصدق "
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۱ ساعت 1:12 توسط کامران روشــندل
|